سفارش تبلیغ
صبا
ای غایت آرزوی عارفان ! ای فریادرس کمک خواهان و ای محبوب دل های صادقان ! [امام علی علیه السلام ـ در دعایش ـ]
 
جمعه 96 تیر 9 , ساعت 8:20 صبح

 اهمیت تیتر تبلیغاتی...

مهمترین بخش یک آگهی تبلیغاتی،تیتر آن است به نحوی که دیوید اوگلیوی در این رابطه، میگوید :
"افرادی که تیتر یک آگهی را میخوانند، به طور متوسط 5 برابر افرادی هستند که متن آگهی را می خوانند. پس وقتی تیتر یک آگهی را نوشتید، 80 سنت از 1 دلار خود را خرج کرده آید"
توجه داشته باشید که اسم شرکت نمی تواند یک تیتر باشد زیرا تنها افرادی که از دیدن نام شرکت شما در ابتدای آگهی خوشحال میشوند شما و خانواده تان هستید!
به یاد داشته باشید تیتر یک آگهی باید همچون یک شکارچی ماهر، توجه مخاطبین را به سمت خود شکار کند یعنی میتوان گفت هدف از تیتر آگهی این است که مخاطب را به سمت آگهی جذب کند و آن را برای خواندن متن آگهی ترغیب نماید.


پنج شنبه 96 تیر 1 , ساعت 3:0 صبح

اسکاندیناوی

سیستمی که دولت های اسکاندیناوی برای اداره کشورهای شان به کار می برند چیزی است که به مدل نوردیک معروف است که خودشان از آن به عنوان «سیستم رفاقتی» نام می برند. بارزترین خصوصیتی که در این سیستم وجود دارد این است که نفع عمومی بر نفع فردی ترجیح داده می شود. بگذارید سیستم نوردیک را با سیستم سرمایه داری آمریکایی مقایسه کنیم. در امریکا شما چه بیل گیتس باشید که مثلا برجی 10 میلیون دلار درآمد دارد و چه یکی از کارمندان بیل گیتس باشید که حقوقش 10 هزار دلار است، اداره مالیات 13 درصد از حقوق شما را به عنوان مالیات اخذ خواهدکرد تا برای منافع عمومی مورد استفاده قرار دهد. مطمئنان در چنین نظامی قشر ثروتمند روز به روز پولدارتر می شوند و قشر متوسط باید دائم دنبال پول بدوند. 

بعد از مدتی جامعه به دو قشر کم درآمد و غنی تقسیم می شوند و کم درآمدها که قسمت عمده ی جمعیت را تشکیل می دهند، تحت فشار قرار گرفته و برای کسب رفاه بیشتر رو به کارهای خلاف قانون می آورند؛ بعد از مدتی اتحاد اجتماعی از هم فرو می پاشد و جنبش هایی نظیر جنبش 99درصدی در آمریکا تشکیل می شود که نسبت به این بی عدالتی ها اعتراض می کنند. 

حالا شما بیایید و میکروفن دست تان بگیرید که به پیر به پیغمبر این پول ها را با زحمت درآوردم مگر به خرج کسی که به سختی زندگی می کند می رود؟ اما در کشورهایی مثل نروژ و سوئد و دانمارک، دولت 40درصد تا 60درصد از درآمد شما را مشمول مالیات می کند که البته مردم این کشورها بدون هیچ گونه کارشکنی و اعتراضی این مبلغ را دودستی به دولت تقدیم می کنند، چون می دانند که اگر کارشان به بیمارستان کشید یا به دانشگاه رفتند نیازی نیست پول پرداخت کنند. 

اگر شما پول بیشتری در بیاورید باید مالیات بیشتری هم بدهید، بنابراین در این نظام فاصله طبقاتی ایجاد نمی شود. فقر که نباشد و هرکسی دستش در جیب خودش باشد، بخش بسیار زیادی از جرم و جنایت هم خود به خود محو می شود و جامعه به امنیت می رسد و مردم فرصت می کنند وقت شان را صرف کارهای مهم تری کنند. مثلا می توانند وقت شان را به کارهای مفیدی مثل کسب علم برای خود علم (و نه درس خواندن برای مدرک گرفتن و پشت میز نشستن و انجام دادن کار راحت تر و دریافت پول بیشتر)، اختصاص دهند که این خودش باعث پیشرفت های بعدی می شود. 

شما اگر با فرهنگ حاکم بر اسکاندیناوی بزرگ شوید حرص و طمع نخواهید داشت و نیاز ندارید زیرآب کسی را بزنید چون جدا از برقراری نظام شایسته سالاری، از امنیت شغلی بسیار خوبی برخوردار هستید تا حدی که مثلا دولت سوئد تضمین می کند اگر شغل تان را به هر دلیلی از دست دادید تا 200 روز بعد 80درصد از چیزی که حقوق می گرفتید را به عنوان بیمه بیکاری به شما پرداخت کنند، اگر 10 روز دیگر هم ادامه یافت این رقم به 70درصد کاهش می یابد  و اگر باز هم ادامه داشت 60درصد می شود. به عبارت ساده تر، اگر کودکی در این کشورها به دنیا بیاید قبل از ترخیص شدن از بیمارستان، خود به خود 2 مرحله از مراحل هرم مازلو (معروف به هرم سعادت) را پشت سر گذاشته است.



لیست کل یادداشت های این وبلاگ